تبليغاتX
                                                                                                  Lilypie 1st Birthday Tickerنی نی ناز و نازبانو
نی نی ناز و نازبانو
خاطرات ناز بانو و سینا جون
مشکلی به نام نمک!!!
یه مدتیه حلقه انگشتری برایم کوچک شده و با اینکه دو سه روز پیش تازه کفش خریدم ولی نمی توانم ازش استفاده کنم .

توی اینترنت قدم می زدم که به وب جالبی برخورد کردم چون اون هم مثل من باردار بود البته ماه های آخر.

با دیدن اون وب تازه یادم اومد که قضیه از چه قراره و دوغ کار خودشو کرده (آخه من عاشق دوغ هستم و تا  سر غذا دو سه لیوان نخورم دست بردار نیستم) با دکترم تلفنی صحبت کردم و گفت  تازه آزمایش دادم وچون فشار خونم طبیعی است و  جواب آزمایشم هم هیچ مشکلی نداره و پروتئین ادرار  هم ندارم مسئله ای نیست فقط باید آب فراوان بخورم و نمک را  بطورکامل از برنامه غذاییم حذف کنم وگرنه دچار مسمومیت حاملگی  یا به عبارتی پره اکلامپسی می شوم و این برای مادر و جنین خطر جدی ایجاد میکنه.

|+|
نوشته شده توسط نازبانو در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت19:28
سالگرد ازدواج
جای شما خالی دیشب شب خیلی خوبی بود چون سالگرد بهترین روز زندگیم بود . هیچ وقت لحظه به

لحظه های آن شب یادم نمیره حتی یاد آوری اضطراب این که همه چیز درست باشد برایم جالبه .

دیشب همسری مثل همیشه  غافلگیرم کرد وبایه دسته گل خوشگل و یک هدیه زیبا به خانه آمد .من هم تمام سعی خودم را کردم خانه راحسابی برق انداختم و یک غذای خوشمزه هم درست کردم.

بابای مهربون وخوبم  هم به همراه برادرم  بایک کیک زیبا وارد خانه شدن .خیلی خوشحال شدم که اونها هم این روز رافراموش نکردن .(ولی جای مامانم وبرادر بزرگم که  برای ثبت نام  دانشگاه برادرم رفته اند  مشهدحسابی خالی بود.)

 

 

|+|
نوشته شده توسط نازبانو در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت8:1
جواب آزمایش
امروز جواب آزمایش ژنتیکی راگرفتیم .مطب هم مثل همیشه شلوغ بود ولی من که استراحت مطلقی

هستم نفر دوم داخل رفتم  .دکتر جواب آزمایش را دید وگفت که نی نی ناز بی نظیره وحرف نداره .

ازدکتر درمورد مسافرت رفتن پرسیدم. گفت :اگه مواظب باشی اشکال نداره .(آخه حوصله ام خیلی سر رفته)

دکتر کپسول pregnacare برایم تجویز کرد که علاوه بر کلسیم  دارای شانزده ویتامین دیگر هم هست .

این داروهم مثل  ferro  آزاد است ولی چه باید کرد  یه نی نی ناز که بیشتر نداریم .نی نی ناز  عشق بابایی و مامانیه دیگه ....

 پدر ومادرم قراراست فردا به اتفاق برادرم و یکی از آشنایان برای تفریح به شمال بروند .همسری راضی شده که من هم باآنها برم (البته اگر من بروم برادرم برای راحتی من نمی آید)  ولی چون همسری نمی تواند بیاید میدونم که توی دل مهربونش چی میگذرد تا مابرگردیم .راستش رابخواهید خودم هم نگرانم که مسافرت رفتن برای نی نی ناز ضرر نداشته باشه .....

 

|+|
نوشته شده توسط نازبانو در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت14:29