تبليغاتX
                                                                                                  Lilypie 1st Birthday Tickerنی نی ناز و نازبانو
نی نی ناز و نازبانو
خاطرات ناز بانو و سینا جون
صحبت از همه جا:
مدتیه در  انگشتهای دست چپم احساس خواب رفتگی دارم و مدام سوزن سوزن میشه  فکر میکنم

 علت  آن کم خونی باشه با دکترم که تماس گرفتم گفت که همان کپسول ferro رابخورم کافیه وبا

اصرارمن داشت عصبانی میشد که زود مکالمه تلفنی ام را قطع کردم .وپیش خودم گفتم بد نیست

که زیر نظر یک پزشک خانم هم  باشم که نزدیک خونه هم باشه  تا اگه دکترم در دسترس نباشه

پیشش برم .پیش دکتر زنانی که می شناختمش رفتم اون گفت که در بارداری خواب رفتن دست

 طبیعیه ومیتونم در کنار کپسول ferro  از قرص easy iron  هم استفاده کنم که  دوز آن بیشتر است

 وگفت یکی دیگر از علتهای خواب رفتگی کمبود کلسیم دی است .من که خدا را شکر از تغذیه خیلی

خوبی استفاده میکنم ولی ماشاالله این  گل پسری زورش از مامانش بیشتره وهمه را به نفع خودش

استفاده میکنه .

بعد از مطب دکتر هم برای خرید هدیه برای خواهر زاده ام (هلناجونم )به فروشگاهی که فروشنده آن

با من دوسته رفتم ویه بلوز کاموایی خوشگل گرفتم .

دوستم کلی از دیدن شکل ظاهریم که تغییر کرده ام هیجان زده شده بود و منو کلی راجع به بارداری

راهنمایی کرد و وقتی گفتم که دوست دارم به همراه مادرم با قطار به خانه خواهرم بروم نزدیک بود

 جیغ بنفش بزند چون مادر خودش خواهر کوچکش را  درهفت ماهگی در قطار به دنیا آورده بود .

تصورش خیلی  وحشتناک است .وا قعآ که خانمهای قدیم دل شیری داشتند چون ما با این همه

 امکاناتی که داریم طاقت کوچکترین درد را نداریم وبرای زایمان کلی برنامه ریزی میکنیم .

خلاصه من هم از حرفی که زدم پشیمان شدم وترجیح دادم مثل یک خانم خوب این سه ماه باقی

مانده را بگذرانم تا پسر عزیزم را در آغوش بگیرم وبعد با نی نی ناز و باباییش سه نفری به مسافرت

بریم .وبرای همسرخوبم و اطرافیانم مشکلی پیش نیارم .

دوستم میگفت که نباید دستهام را رو به بالا بگیرم بخصوص موقع خواب تا خدای نکرده بند ناف

نی نی پاره نشه ومیگفت اگه دو زانو مثل حالت نشسته نماز بشینم خدای نکرده نی نی خفه میشه .

راستی روز دوشنبه بابای نی نی ناز اولین هدیه اش را برای گل پسرش خرید. یک دست لباس زرد

خوشگل که عکس فیل داره ومن هم به صورت اتفاقی یک عروسک فیلی خریدم و مامان جون 

نی نی ناز (مادر خودم)برایش بالش فیلی خریده .فکر میکنم خود به خود ست فیلیش داره کامل

میشه .مامانم هم روز سه شنبه بازاربزرگ رفته بود وکلی برای نوه اش وسیله گرفته از وسایل

 بهداشتی وحوله وشامپو و پودر بجه بگیر تا پتو وبالش و جورابی که خیلی باحاله . وبه زودی عکس

آنها را میذارم تا برای نی نی نازم یادگاری بمونه . 

نامه ای از زبان نی نی ناز:

سلام خاله های خوبم این مامان نازبانو را اگه بدونید که چه کارهایی میکنه .امروز صبح که برای نماز

بیدارشده یک راست رفته سراغ یخچال و آب یخ یخ خورده من هم که خیلی کوچولو هستم و ناز نازی

وتوی خواب ناز بودمsmileys یه دفعه از خواب بیدار شدم آخه سردم شده بودوحسابی ترسیده بودم

و بعدش گفتم که باید از خودم دفاع کنم smileys .لگد های محکمی به مامان ناز بانو زدم تادیگه هوس

لیوان دوم رانکنه آخه آب یخ خورده بود ومن رااز خواب بیدار کرده بوداما خودمونیما طفلکی  مامانم

حسابی ترسیده بود وا ز کارش پشیمون شده بودsmileys وقول دادکه دیگه آب معمولی بخوره و

دیگه سراغ آب سرد نره .

 

|+|
نوشته شده توسط نازبانو در جمعه دوم آذر 1386 ساعت19:40